سامیارسامیار، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

سامیار نفس کوچولوی مامان و بابا

21 ماهه شدن بلا بلا مبارک

سلام سلام  گل من و زیبا روی من 21 ماهگی ات مبارک  عزیز دلم تا تولدت چیزی نمونده امروز مامانی نزری داشت ولی شما کمی سرما خورده بودی و حال نداشتی... امروز بابا هم رفته داراب تا اونجا باشه... و ما خیلی تنهای تنها هستیم با اینکه الان کلی مهمون اون پایین خونه مامانی هست ولی من دل و دماغ رفتن به اونجا را ندارم... شاید چون بابایی نیست؟/؟ الان لالا کردی و پتو را کشیدی روی سرت و خوابیدی... دیگه همه کلمه ها را تکرار می کنی ولی هنوز از پوشک نگرفتمت... خیلی خیلی دوست دارم زیبای من ولی چرا آخه موی بچه ها را می کشی ؟؟ مرد من ای کاش تمام آسمون فقط و فقط برای تو نورانی باشه ... عشق من دوست دارم... ...
22 آبان 1392

مالزی با سامیار

سلام سلام به ماهی گلی ناز نازی  ببخشید از 20 ماهگی ات کمی گذشته و من دیر 20 ماهه شدنت را تبریک گفتم آخه مسافرت بودیم ناز نازی... یه مسافرت 10 روزه که 8 ساعت تو هوا پیما بودیم و تو حسابی خسته شدی  به قول تو هما... کمی خسته شدی آخه ساعت خوابت به هم ریخته بود ... ولی خوش هم گذشت... حالا عکسات را ببین ... اینجا کارخانه شکلات سازی و روز اول بود معبد هندو ها و میمونها آنقدر دنبال این تو تو ها کردی که نگو... این درسا خانومه که همه اش شیدا صداش می کردی... اینجا یه مسجد خیلی زیبا بود ... روز سوم : پارک آبی و روز سامیار.... ساحل مصن...
4 آبان 1392
1